زندگی مانند بازیست

رویدادهای این زندگی زیبا دوستای گلم زندگی مثل یه بازیه پس سعی کنیم بازیگر خوبی باشیم و بدنبال کلید های زندگی باشم


شامپو رفع سفیدی مو شامپو رفع سفیدی مو
بیش از 15 سال جوان شوید
با این شامپو دیگر نیازی به رنگ مو ندارید
مجموعه آثار دکتر علی شریع
تمام آثار دکتر شریعتی شامل کتاب، فیلم ویدئویی و سخنرانی
X
تبلیغات در بلاگ اسکای

سلام دوستای خوفم چطول مطولین؟

امیدوارم همیشه خوفه خوف باشین


 

اس ام اس دلتنگی
 
 
از ساعت متنفرم !
این اختراع غریب بشر که مدام ،
جای خالی حضورت را به رخ دلتنگی یادم می کشد!!

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

دلتنگى"
حس نبودن کسی است که تمام وجودت یکباره
تمنای بودنش رامیکند

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

دلتنگی
عین آتش زیر خاکستر است
گاهی فکر میکنی تمام شده
اما یک دفعه
همه ات را آتش میزند . . . . .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

منم دلتنگ رویت
دلم آید به سویت
چه کردی با دل من
که کرده آرزویت .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
 
فـرهنـگ لـغـتهــا
نـیـاز بـه ویــرایــش دارند
بـرای مـعنی دلـتـنـگی
احتیـاج بــه ایــنهــمـه کـلمه نــیـســت,
دلتنـگی یــعنـــی
تـــو . . .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

چه سخت است دلتنگ قاصدک بودن در جاده ای که در آن هیچ بادی نمی
وزد..

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

اشک من جاری شد...
جای تو خالی بود
جـــــــــای تـــــــــو ...
عکس تو درطاقچه ی کوچک قلبم خندید
شعر دلتنگی من سخت گریست
 
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

بیقرار تو ام و در دل تنگم گله هاست ،
آه ! بی تاب شدن عادت کم حوصله هاست

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

دل تنگم و جز روی خوشت در نظرم نیست
در گیتی و افلاک به جز تو قمرم نیست
با عشق تو شب را به سحر گاه رسانم
بی لذت دیدار تو شب را سحرم نیست

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

تو که رفتی دلم برایت تنگ شد
حال که آمده ای در دلم جا نمیشوی

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

دل است دیگر
یا شور می‌زند
یا تنگ می‌شود
یا می‌شکند
آخر هم مهر سنگ بودن
...می‌خورد روی پیشانی‌اش

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

واژه هایم رنگ باران دارد وقتی از تو مینوسم
قلبم خیس دلتنگی است وچشمانم طوفانی

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

اشکهایم که سرازیر میشوند......
دیری نمی پایدکه قندیل می بندد...
عجیب سرد است هوای نبودنت

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

دیگـر فرصتی بـرای پیامک دادن نیست
دست واژه ها را می گیرم
و به دیدنت می آیـــم
دلتنگیت در هیچ پیامی نمیگنجد

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

امروز...
انگار کسی آمد...
و هوای دلتنگی ات را ...
هی در آسمان اتاقم پاشید ...
و تو نبودی......

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

دقایقی در زندگی هستندکه دلت برای کسی
آنقدر تنگ میشود که میخواهی اورا از رؤیاهایت بیرون بکشی و در دنیای واقعی
بغلش کنی. «گابریل گارسیا»

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
 
به گمانم یادت پنجره ی احساسم را میکوبد ، چرا که در دلم هوای دلتنگی به پاست
 
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

کاش دهخدا می دانست
دلتنگی ...
اشک ....
فاصله ....
بی وفایی....
تعریفش فقط دو حرف است "تـــو"

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

دلتنگم اما
تو را طلب نمیکنم...نه اینکه بی نیازم ... صبورم.. "

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

دلتنگی ... دلتنگی ...
همانند سربازی که تازه از جنگ بازگشته
محتاج نوازش دست هایت هستم
باور کن که دلتنگی ... دلتنگی ...
دلتنگی مرگ تدریجی ست !!!


تاریخ ارسال: یکشنبه 30 خرداد ماه سال 1389 ساعت 10:52 | نویسنده: محمد | چاپ مطلب 39 نظر

زندگی زیباست

به خاطر خودت عاشق باش

به خاطر خودت عاشق باشمردی جوان پریشان و آشفته نزد شیوانا آمد و با حالتی زار و به هم ریخته گفت: “به هرکسی محبت میکنم جوابم را با گستاخی و بی احترامی می دهد و از مهربانی من سوء استفاده میکند و نمک می خورد و نمکدان می شکند. شما بگویید چه کنم! آیا طریق مهر و محبت را رها سازم و همچون خود آنها بی رحم و خودپرست شوم و به فکر منافع خودم باشم؟!”
شیوانا با لبخند گفت: “وقتی کسی به دیگری محبت می کند و در حق انسان های اطراف خودش مهربانی و شفقت به خرج میدهد این کار را فقط به خاطر آنها انجام نمی دهد بلکه اولین فردی که از این عمل مهربانانه نفع می برد خود شخص است که احساسی آرامبخش و متعالی وجودش را فرا میگیرد و برکت و شادی و عشق در وجود و زندگی او گسترش می یابد. اگر آنها جواب محبت را با فریب و دغل می دهند و از مهربانی تو سوء استفاده می کنند، تو هرگز نباید فضای پاک و آرام و باصفای دل خود را به خاطر افرادی این چنینی تیره و تار کنی. هرچه اطراف تو را فریب و نیرنگ بیشتر فرا گرفت تو به خاطر خودت و به خاطر آرامش و تعالی روح و روان خودت عاشق تر بمان و چراغ مهربانی را در دل خود خاموش نکن. در واقع به خاطر خودت هم که شده همیشه عاشق بمان!”

 

 

 

زندگی زیباست ...

و هر روزش آغازی دوباره

برای استفاده از فرصت ها و جبران گذشته..

 

زندگی زیباست ...

به سادگی و لطافت شبنمی نشسته بر برگی سبز ...

و با اندکی زبری به زبری حاشیه های برگ  رُز ....

 

 

 

 

 

 

زندگی زیباست، زیباتر میشه اگر…

زندگی زیباست

زندگی زندگی است. بستگی به دید ما افراد داره. بستگی داره از چه زاویه ای بهش نگاه کنیم. بستگی داره چجوری درموردش فکر کنیم. به نظر من زندگی زیباست. چون هر چی بخواهیم رو داریم. زندگی زیباست چون به ما افتخار داده توش باشیم و همراهیمون کرده. زندگی زیباست چون ما توش تنها نیستیم. زندگی زیباست چون ما حداقل دوتا همراه (پدر و مادر) داریم. زندگی زیباست چون ما توش خدا رو داریم. زندگی زیباست چون خدا ما رو از همه چی بیشتر دوست داره. زندگی زیباست چون آب، چوب را فرو می نبرد؛ حیفش آید که فرو برد پرورده خویش. زندگی زیباست چون من دوست دارم اونو زیبا ببینم. زندگی زیباست چون من در ذهنم زیبا می سازمش. زندگی زیباست چون اراده من جزئی از اونه. زندگی زیباست.

زندگی جاریست. چه من بخواهم چه نخواهم. چه تو بخواهی چه نخواهی. بستگی داره عقلمون برسه، درکمون بکشه، ramامون جا داشته باشه تا همراهش بریم! اگه نریم اون میره. نمی تونه برای ما وایسه. چون تعداد آدمهایی که همراهیش می کنن از اونایی که نمی خوان همراهیش کنن همیشه بیشترن. زندگی جاری است چون اگه راکد باشه تبدیل به مرداب می شه و ما رو داخل خودش می کشه. زندگی جاریست چون می خواد ترنمی در گوش ما داشته باشه تا حوصلمون سر نره. مثل آب در رودخانه که همیشه جاریست. زندگی جاریست تا صداشو بشنویم و یادمون نره اونه که مارو داره می بره و ما از خومون چیزی نیستیم. زندگی جاریست.

زندگی فانیست. زندگی فانیست چون هر رودخانه ای تهش آبشاریست. زندگی فانیست چون رودخانه ها هم بعد از مدتی باید به دریایی بزرگتر بپیوندند تا با هم باشن. زندگی فانیست چون خدا ما رو دوست داره و خوشش نمی یاد ما زندگی برامون تکراری بشه. زندگی فانیست؛ مثل مدرسه که روزی باید ازش دلکند، گرچه شیرین باشه، چون باید رفت دانشگاه تا شیرینی شیرین تری چشید، چون باید شیرینتر بشه. زندگی فانیست؛ چون اگر فانی نباشه دیگه جاری نمیشه. چون هر آغازی پایانی داره. زندگی فانیست.

زندگی زیباتر میشه اگر بهش گوش کنیم. ببینیم چی میگه. ببینیم اصلا برای چی ما رو دعوت کرده چند وقتی پیشش باشیم. زندگی زیباتر میشه اگر اونو به خودمون سخت نگیریم. زندگی مثل gf می مونه (!!) تا وقتی در کنارش هستی، دوستت داره. هر روز با هم هستین ولی وای بروزی که بفهمه عاشقش شدین! دیگه دوستتون نداره چون دوستتون داره! (یعنی چی؟) یعنی چون دوستتون داره نمی خواد دوستش داشته باشین و وقتتون و عمرتون رو براش تلف کنین. زندگی همینه. دوست داره در کنارش باشین ولی وقتی بهش دل ببندین اون وقته که از دستش دادین. زندگی زیباتر میشه اگر فقط در کنارش باشیم…

/برگرفته از تفکرات خودم.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تاریخ ارسال: پنجشنبه 20 خرداد ماه سال 1389 ساعت 13:42 | نویسنده: محمد | چاپ مطلب 15 نظر

تشخیص عشق واقعی

نامه‌ی یک نی‌نی معترض!

نامه‌ی یک نی‌نی معترض!آقای پدر! در کمال احترام خواهشمندم اینقدر لب و لوچهء غیر پاستوریزه ، و سار و سیبیل سیخ سیخی آهار نشدتون را به سر و صورت حساس من نمالید.

خانوم مادر! جیغ زدن شما هنگام شناسایی اجسام داخل خانه توسط حس چشایی من، نه تنها کمکی به رشد فکری من نمی کنه، بلکه برای دبی شیر شما هم مضر است!!! لازم به ذکر است که سوسک هم یکی از اجسام داخل خانه محسوب می شود.

پدر محترم! هنگام دستچین کردن میوه، از دادن من به بغل اصغر آقای سبزی فروش خودداری نمایید. چشمهای تلسکوپی، گوشهای ماهواره ای و سیبیلهای دم الاغی اش مرا به یاد قرضهای شما می اندازد! ، مخصوصاً وقتی که چشمهای خود را گشاد کرده، و با تکان دادن سر و لبهایش ” بول بول بول بول” می کند! زهرمار، درد، مرض، کوفت! الهی کف شامپو بره تو چشت! شب بخوابی خواب بد ببینی! جیش کنی تو شلوارت!

مادر محترم! شصت پا وسیله ای است شخصی، که اختیارش رو دارم! لطفاً هرگاه سعی در خوردن شصت پای شما نمودم، گیر بدهید.

آقای پدر! هنگام دعوا با خانوم مادر، به جای پرت کردن قابلمه و ماهی تابه به روی زمین، از چینی های توی کابینت استفاده نمایید! اکشن بودن دعوا به همین چیزاست.

خانوم مادر! از مصرف هله هوله ی زیاد پرهیز نمایید! این عمل نه تنها برای سلامتی شما خوب نیست، بلکه موجب می شود که شیرتان بوی” بچه سوسک مرده” بدهد.

پدر محترم ! شیر مادر برای رشد و تکامل من لازمه و من هیچ علاقه ای به خوردن شیر خشک ندارم! لطفا شما در مصرف شیر مادر محترم با من شریک نشوید.

آقای پدر! کودکان توانایی کافی برای حفظ جیش خود ندارند و این توانایی هنگامی که شما شکم مرا “پووووووف” می کنید به حداقل می رسد! الان بگم که بعد شرمنده تون نشم…


زیبایی زندگی

زیبایی زندگیوقتی که نشستم تا مطالعه کنم، نیمکت پارک خالی بود. در زیر شاخه‌های طویل و پیچیده‌ی درخت بید کهنسال، دلسردی از زندگی دلیل خوبی برای اخم کردنم شده بود، چون دنیا می‌خواست مرا درهم بکوبد.
پسر کوچکی با نفس بریده به من نزدیک شد. درست مقابلم ایستاد و با هیجان بسیار گفت:‌ “نگاه کن چه پیدا کرده‌ام!”
در دستش یک شاخه گل بود و چه منظره‌ی رقت‌انگیزی! گلی با گلبرگ‌های پژمرده. از او خواستم گل پژمرده‌اش را بردارد و برود بازی کند. تبسمی کردم، سپس سرم را برگرداندم.
اما او به‌جای آن که دور شود، کنارم نشست و گل را جلوی بینی‌اش گرفت و با شگفتی فراوان گفت: “مطمئنا بوی خوبی می‌دهد و زیبا نیز هست! به همین دلیل آن را چیدم. بفرمایید! این مال شماست.”
آن علف هرز پژمرده شده بود، و رنگی نداشت، اما می‌دانستم که باید آن را بگیرم و گرنه امکان داشت او هرگز نرود.
از این‌رو دستم را به سوی گل دراز کردم و پاسخ دادم: “ممنونم، درست همان چیزی است که لازم داشتم.”
ولی او به جای اینکه گل را در دستم بگذارد، آن را در وسط هوا نگه داشته بود، بدون دلیل یا نقشه‌ای…
آن وقت بود که برای نخستین‌بار مشاهده کردم پسری که علف هرز را در دست داشت، نمی‌توانست ببیند، او نابینا بود!
ناگهان صدایم لرزید، چشمانم از اشک پر شد.
او تبسمی کرد و گفت: “قابلی ندارد.” سپس دوید و رفت تا بازی کند.
توسط چشمان بچه‌ای نابینا، سرانجام توانستم ببینم، مشکل از دنیا نبود، مشکل از خودم بود و به جبران تمام آن زمانی که خودم نابینا بودم، با خود عهد کردم زیبایی زندگی را ببینم و قدر هر ثانیه‌ای که مال من است را بدانم و آن وقت آن گل پژمرده را جلوی بینی‌ام گرفتم و رایحه‌ی گل سرخی زیبا را احساس کردم…
وقتی که دیدم آن پسرک، علف هرز دیگری در دست دارد، تبسمی کردم:
“او در حال تغییر دادن زندگی مرد سالخورده‌ی دیگری بود.”

تاریخ ارسال: شنبه 18 اردیبهشت ماه سال 1389 ساعت 23:36 | نویسنده: محمد | چاپ مطلب 15 نظر

سلام دوستان

زندگی خواب نیست

رویا نیست

روزهایش رنگین

زشت و نازیبا نیست

دشت هایش پر گل

خارهایش پیدا / اسمانش ابی

رنج هایش فانی

زندگی زیباست / زندگی زیباست

مثل اواز چگاوک دم مرگ

مثل لبخند یه کودک در خواب

مثل پرواز پرستو در باد

زندگی زشت نبود

چشم تو زشتش دید

جویبار محبت پیدا / صورتی باید شست

با نگاهی تازه / زندگی را کاوید

باید عاشق شد وماند

باید عاشق شد و خواند

زندگی زیباست

لحظه های غمناک

اما

هستی اش پا برجاست

تقدیم به دوستان خوب سنگ صبور

 

زندگی زیباست ...

و هر روزش آغازی دوباره

برای استفاده از فرصت ها و جبران گذشته...

 

زندگی زیباست ...

به سادگی و لطافت شبنمی نشسته بر برگی سبز ...

و با اندکی زبری به زبری حاشیه های برگ  رُز ....

و اما با دور نمایی زیبا و فراموش نشدنی

با صحنه های رنگارنگ و دل نشینش...

بی سایه ... بی غم...

 

و با اندکی پستی و بلندی...

کسی چه می داند ؟

همیشه انگونه که میخواهیم نیست...

و هرچه میخواهیم به دست نمی آید...

هجران ها هم حکمتی دارند ؟؟؟

اما زندگی همچنان زیباست ..

می توان  خاطراتی خوب در ذهن حک کرد

و باقی را دور ریخت ...

یاد و خاطره زیبایی های زندگی تا پایان عمر نشاط و سرزندگی به دنبال دارد

پاییز را هم می توان زیبا دید

نگو خزان است و زردی ...

اتفاقات هم حکمت خاص خود را دارند...

همانطور که شاخه های خشک مجموع صدای دل نشین ِ قدم هایمان رامی سازند...

خش خش برگ ها هم زیباست

اگر بخواهیم...

مشکل همیشه هست . نگاه ماست که به آن قیمت و تخفیف می دهد

باید دید و نگرش عوض شود

نگاه کردن از قابی دیگر به زندگی هم جذابیت و سودمندی اثر بخشی را

برایمان به ارمغان می آورد

این راهی ست برای غلبه بر مشکلات و نهایت پیروزی و شادکامی

گاه باید مسیر خود را عوض کنیم

همیشه یک راه پاسخگو نیست

جرئت انتخاب روشی جدید را داشته باشیم

شاید اینگونه پیروز شدیم ...

راه های حل مشکلات زیاد است و

همه کلیدی به دستمان خواهند داد

و البته به شرط آن که ریسمان امید و هدفهایمان

گسیخته نشود...

بپذیریم که مسئول اعمالمان خودمان هستیم

و خالق ِ یکتا,  بی حساب و کتاب ما را رها نخواهد کرد

 نظاره گر و دست گیر ما ست

تنهایمان نمیگذارد

چه در سختی

و چه شادی

تاریخ ارسال: جمعه 27 فروردین ماه سال 1389 ساعت 18:52 | نویسنده: محمد | چاپ مطلب 17 نظر

دعا برای دوست



    بازگشت همه به سوی اوست






                                                                                                                                         او رفت ولی خنده و زیبای و تردای  کلامش همه باقیست




                                                                                                                                                                 

                                                                                 Img4UpImg4Up                                                                            



ادامه مطلب ...
تاریخ ارسال: چهارشنبه 11 فروردین ماه سال 1389 ساعت 10:40 | نویسنده: محمد | چاپ مطلب 70 نظر

عاشقانه


دوستی را باید از دریا آموخت که به عشق خورشید از دریا بودن گذشت...



                



















                                                                                                                        گروه 
اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org                                                        گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org                                                                 


                                                                                                                                                                                     

تاریخ ارسال: دوشنبه 9 فروردین ماه سال 1389 ساعت 12:39 | نویسنده: محمد | چاپ مطلب 13 نظر

دوران دبستان

یاد اون قدیما بخیر

          دلم واسه اون روزها

                         شده و لک زده 


چی میشد اون روزها برگرده بچها من این شعرو خیلی دوست دارم

وقتی که می خونمش  یاد  اون روزی می افتم که خانم معلم از من خواست

که بیام وسط کلاس این شعرو واسه همه بخونم

 چه لذت بخشه برام خیلی شما چطور بچها ؟

                                                                                     تقدیم به همتون...........

                                                                                            



                                                                                                                                                                                           

باز باران با ترانه
با گوهرهای فراوان
می خورد بر بام خانه
یادم آرد روز باران
گردش یک روز دیرین
خوب و شیرین
توی جنگل های گیلان
کودکی ده ساله بودم
شاد و خرم
نرم و نازک
چست و چابک
با دو پای کودکانه                                 
می دویدم همچو آهو
می پریدم ازلب جوی
دور میگشتم ز خانه

می شنیدم از پرنده
داستان های نهانی
از لب باد وزنده
رازهای زندگانی
بس گوارا بود باران
وه چه زیبا بود باران
می شنیدم اندر این گوهر فشانی
رازهای جاودانی، پندهای آسمانی
بشنو از من کودک من
پیش چشم مرد فردا
زندگانی خواه تیره خواه روشن
هست زیبا، هست زیبا، هست زیبا

گلچین گیلانی
تصاویری دیدنی
 از درس های خاطره انگیز دوران دبستان-  www.pcparsi.com

تصاویری دیدنی از درس های خاطره انگیز دوران دبستان



بچها اینم منم ..................................... خیلی دوستتون دارم



 

                                                                                                                                                                                          Img4Up           



                  راستی تا یادم نرفته بگم ..................................... زندگی زیباست



http://asheghshodan.dortinblog.com/


به این  وبلاگم هم سربزنین بچها نظرم بدین .....


تاریخ ارسال: یکشنبه 8 فروردین ماه سال 1389 ساعت 12:29 | نویسنده: محمد | چاپ مطلب 1 نظر

عشق واقی

 

 

                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                       

                                                                                                                                                                                                                                                  

                                                                                                           



یک روز آموزگار از دانش آموزانی که در کلاس بودند پرسید آیا می توانید راهی غیر تکراری برای ابراز عشق ، بیان کنید؟ برخی از دانش آموزان گفتند با بخشیدن عشقشان را معنا می کنند. برخی «دادن گل و هدیه» و «حرف های دلنشین» را راه بیان عشق عنوان کردند. شماری دیگر هم گفتند «با هم بودن در تحمل رنجها و لذت بردن از خوشبختی» را راه بیان عشق می دانند.
در آن بین ، پسری برخاست و پیش از این که شیوه دلخواه خود را برای ابراز عشق بیان کند، داستان کوتاهی تعریف کرد: یک روز زن و شوهر جوانی که هر دو زیست شناس بودند طبق معمول برای تحقیق به جنگل رفتند. آنان وقتی به بالای تپّه رسیدند درجا میخکوب شدند.
یک قلاده ببر بزرگ، جلوی زن و شوهر ایستاده و به آنان خیره شده بود. شوهر، تفنگ شکاری به همراه نداشت و دیگر راهی برای فرار نبود.

رنگ صورت زن و شوهر پریده بود و در مقابل ببر، جرات کوچک ترین حرکتی نداشتند. ببر، آرام به طرف آنان حرکت کرد. همان لحظه، مرد زیست شناس فریادزنان فرار کرد و همسرش را تنها گذاشت. بلافاصله ببر به سمت شوهر دوید و چند دقیقه بعد ضجه های مرد جوان به گوش زن رسید. ببر رفت و زن زنده ماند.

داستان به اینجا که رسید دانش آموزان شروع کردند به محکوم کردن آن مرد.

راوی اما پرسید : آیا می دانید آن مرد در لحظه های آخر زندگی اش چه فریاد می زد؟

بچه ها حدس زدند حتما از همسرش معذرت خواسته که او را تنها گذاشته است!

راوی جواب داد: نه، آخرین حرف مرد این بود که «عزیزم ، تو بهترین مونسم بودی.از پسرمان خوب مواظبت کن و به او بگو پدرت همیشه عاشقت بود.›› 

قطره های بلورین اشک، صورت راوی را خیس کرده بود که ادامه داد: همه زیست شناسان می دانند ببر فقط به کسی حمله می کند که حرکتی انجام می دهد و یا فرار می کند. پدر من در آن لحظه وحشتناک ، با فدا کردن جانش پیش مرگ مادرم شد و او را نجات داد. این صادقانه ترین و بی ریاترین ترین راه پدرم برای بیان عشق خود به مادرم و من بود ...

 






عجب باشکوه است “عشق “…

عشق نیرو می‌دهد ، عشق زندگی می‌دهد، عشق شهامت و قدرت می‌بخشد. عشق بزرگ‌ترین ودیعه‌ای است که خداوند بزرگ در نهاد بشر به امانت گذاشته است. اگر عشق نبود زندگی هم نبود . کسی که عاشق می‌شود باید خود را برای پرداخت بهای آن عشق آماده سازد که عشق همان‌طور که لذّت و شادکامی در پی دارد، غم و سردرگمی هم به دنبال خواهد داشت. امّا غم عشق چه غم شیرینی است و چه گوارا به‌کام دل عاشق می‌ریزد حتی اگر دل عاشق را بشکند. زیرا هر چیز شکسته‌اش بی‌خریدار است، مگر دل که شکسته‌اش قیمتی‌تر است و خدایش دوست‌تر دارد.

تاریخ ارسال: شنبه 7 فروردین ماه سال 1389 ساعت 18:12 | نویسنده: محمد | چاپ مطلب 2 نظر

زندگی زیباست




10 دلیل برای لبخند زدن


  1. لبخند زدن، انسان را جذابتر می کند.
  2. لبخند زدن، اخلاق را تغییر می دهد.
  3. لبخند زدن، مسری است.
  4. لبخند زدن، جلوی استرس و نگرانی را می گیرد.
  5. لبخند زدن، سیستم ایمنی بدن را بهبود می بخشد.
  6. لبخند زدن،فشار خون را پایین می آورد.
  7. لبخند زدن موجب افزایش هورمون ها می شود.
  8. لبخند زدن، انسان را جوانتر نشان می دهد.
  9. لبخند زدن، انسان را موفق و خوشبخت نشان می دهد.
  10. لبخند زدن به انسان کمک می کند تا مثبت اندیش باشد.

زندگی زیباست!






زندگی آرام است، مثل آرامش یک خواب بلند.
زندگی شیرین است، مثل شیرینی یک روز قشنگ.
زندگی رویایی است، مثل رویای ِیکی کودک ناز.
زندگی زیبایی است، مثل زیبایی یک غنچه ی باز.
زندگی تک تک این ساعتهاست، زندگی چرخش این عقربه هاست، زندگی راز دل مادر من. زندگی پینه ی دست پدر است، زندگی مثل زمان در گذر...

تاریخ ارسال: پنجشنبه 5 فروردین ماه سال 1389 ساعت 23:15 | نویسنده: محمد | چاپ مطلب 1 نظر

زندگی زیباست


بچها اینم منم ..................................... خیلی دوستتون دارم



 

                                                                                                                                                                                          Img4Up           



                  راستی تا یادم نرفته بگم ..................................... زندگی زیباست



http://asheghshodan.dortinblog.com/


به این  وبلاگم هم سربزنین بچها نظرم بدین .....

تاریخ ارسال: چهارشنبه 4 فروردین ماه سال 1389 ساعت 11:44 | نویسنده: محمد | چاپ مطلب 12 نظر
   1      2     3     4   >> صفحات وبلاگ